دغدغه های آدمی
که می تواند فقط پزشک نباشد
.
دغدغه های آدمی را می توان تحت سه عنوان دسته بندی کرد:
اول : محدوده شغلی و تخصصی هر فرد است . فارغ از میزان علایق شغلی که می تواند تا حد اجبار و گاهی تنفر تنزل یابد ،این محدوده بخشی از درگیریهای ذهنی ،فیزیکی و زمانی هر یک از ما را به خود اختصاص می دهد. این بخش از دغدغه ها شامل آموخته های علمی و همچنین تجربی فرد بشمار می آید. هر فرد فراخور میزان تخصص و تجربه خود بخشی از نیازمندیهای جامعه خود را پاسخگوست. در یک جامعه نرمال اندازه مسئولیت پذیری ، نوع تخصص و اندوخته تجربه اوست که میزان موفقیتهای شغلی او را تعیین می کنند.
دوم : محدوده شخصی است که شامل مطالعات ، علائق و تجربیات غیر شغلی فرد می باشد . من بعنوان یک پزشک اما فارغ از شغل خود دارای اندیشه و احساس هستم . پزشک بودنم مانع اهل هنر یا سیاست بودنم نیست . نوع شخصیت و تا حدودی تربیت افراد است که علائق و دغدغه های شخصی آنان را جهت می دهد . در این میان اما هنرمندان دارای شرایط متفاوتی هستند . اگر بپذیریم که بر اساس شرایط گاهی هنر آنها همان شغل آنهاست ، چون بر اساس علاقه اولیه اصلی و جنبی بروز نموده و تکامل یافته است ،بیشتر همان علائق شخصی آنان را در بر می گیرد.
سوم : محدوده اجتماعی سومین دسته از دغدغه های آدمی را شامل می شود. با دید کلان تر می توان گفت علاوه بر مسئولیت های فردی و با توجه به دغدغه های شغلی و شخصی ، هر یک از ما دارای مسئولیت های اجتماعی نیز می باشد. این احساس مسئولیت نسبت به جامعه ناشی از زندگی اجتماعی است . بدیهی است که سرنوشت تک تک افراد و سرنوشت یک جامعه بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند . نقش آفرینی های اجتماعی است که سرنوشت یک جامعه را رقم می زند و مانند امواج دریایی قطره آدمی را با خود می برد .
بر اساس این مقدمه از ابتدا که این وبلاگ را راه اندازی نمودم مطالب آنرا در آرشیو موضوعی به سه دسته یادداشتهای شخصی ، اجتماعی و مطالب پزشکی تقسیم بندی کردم. از همان ابتدا یکی از دوستان اهل اندیشه نسبت به عدم تناسب نام وبلاگ و مطالب آن انتقادی را وارد نمود. به نظر او استفاده از عنوان شغلی در نام وبلاگ به مطالب آن هویت پزشکی عنوان را القا می نماید در حالی که تمامی مطالب این وبلاگ در بر گیرنده این عنوان شغلی نیست.
پس از گذشت این مدت با اظهار نظر یکی از بازدیدکنندگان محترم که متاسفانه آدرسی از خود به جا نگذاشته اند برای بار دوم با این انتقاد روبرو شدم . بیشتر پذیرفته ام که دکتر جمالی نام مناسبی برای این وبلاگ نیست . از اینرو در صدد تغییر نام آن بر آمده ام .
در اینجا از همه دوستانی که بزرگوارانه به این وبلاگ سر می زنند ، بخصوص دوستانی که با ثبت نظر خود موجبات رونق بیشتر آنرا فراهم کرده اند تقاضامندم که برای انتخاب نام مناسب تر که در بر گیرنده هر سه جنبه فوق باشد یاریم دهند . بی تردید یکی از موارد پیشنهادی ایجاد وبلاگهای متعدد با تفکیک موضوعی می باشد که برخی از دوستان اینگونه عمل کرده اند . از آنجا که وبلاگ را محدوده دغدغه های فردی هر نویسنده می دانم که در معرض عموم قرار می گیرد و این دغدغه ها شامل هر سه جنبه می شوند ، داشتن یک وبلاگ با طبقه بندی موضوعی را بیشتر می پسندم .
مطمئن هستم که تک تک پیشنهادهای شما عزیزان مورد استفاده ام قرار خواهد گرفت همچنان که بیشتر اطمینان دارم در نهایت انتخاب یک پیشنهاد بر اساس مطالعه و بررسی و نقش آفرینی نظرات همه دوستان خواهد بود. بنابراین پست بعدی در انتظار انتخاب نام جدید وبلاگ می ماند همانگونه که نویسنده وبلاگ .
يلدا
-------------------
به آستانت آمده ام
يلدا
با من بمان
ستاره هايت را
بين من قسمت كن
بمان يلدا
هميشه بمان
آغوش تو گرم تر از آن است
كه زمستان را ترسم
ترساي من يلدا
با من بمان
ندای زمانه
---------------------------------------------
دستان خیال
خالی تر از آنند
که جاودانگی ات را رونقی دهند
ندای زمانه را می شنوی ؟
گوش کن
عصیانگرترین
--------------------------------
چرا ایستاده ای ؟
خسته ای؟
ببین چگونه بهت زده ترا می بینند !
برگهای آن بید
بر شانه هایت سنگینی می کنند ؟
مجنونت کرده اند ؟
چرا ایستاده ای ؟
عصیانگرترین این زمان
چگونه ترا سحر کرده اند زمین ؟
آخرین نبرد
------------------------------
من مانده ام و یک سرباز
این نبرد نابرابر
مرا قهرمان جنگ نمی داند
ستیز امروز
شکست دیروز
زخم ها کاری بود
سرباز من امید
این آخرین نبرد من است با زندگی
¤ یکی از دوستان گفته است که پزشکان در مراقبت از این جنین دارای مسئولیت هستند.
بعد از سونوگرافی این جنین شواهد زیر بدست آمده است :

۱- این بارداری ناخواسته بوده است البته در مشروع بودن آن تردیدی وجود ندارد . همیشه بارداریهای ناخواسته با عوارض غیر قابل پیش بینی همراه می شوند .
۲- این جنین نارس بوده و هنوز زمان زایمان آن فرا نرسیده است .
۳- چندین بار تهدید به سقط شده است . البته هنوز این خطر وجود داشته و نیاز به مراقبت بیشتر و جدی تر دارد .
۴- ضربان قلب این جنین تغییر ریتم متناوب معنادار دارد . گاهی تند می زند و گاهی کند ولی هنوز می زند .
۵- متاسفانه ناهنجاریهایی در آن مشهود است که برخی از آنها قابل درمان هستند و برخی خیر . میزان و شدت این ناهنجاریها بستگی به مراقبتهای بعدی آن داشته و برخی از آنها پس از تولد قابل تشخیص خواهند بود .
۶- در حال حاضر تعیین جنسیت این جنین بدلیل کمی سن بارداری مقدور نمی باشد .

۷- هنوز جراح قابلی جهت زایمان این
جنین در شرایط استاندارد اتاق عمل
پیدا نشده است .
پی نو شت : نظر به پست مرحله جنینی جنبش سبز

| سارا شريعتي در دانشگاه تهران؛ |
|
|
|
استاد ارشد علوم اجتماعي دانشگاه تهران در نشستي با عنوان سبزها و دين که از سوي انجمن اسلامي دانشکده علوم اجتماعي اين دانشگاه برگزار شد به بررسي جامعه شناختي تحولات اخير پرداخت و گفت؛ جنبش سبز احتياج به وقت بيشتري براي تحليل دارد چراکه اين جنبش جوان است و چند ماه بيشتر از به وجود آمدن آن نمي گذرد. آن طور که پايگاه خبري سلام گزارش داده سارا شريعتي افزود؛ مشاهده من اين است که با يک جريان اعتراضي روبه رو هستيم که به مناسبت انتخابات امکان بروز پيدا کرده است. ما بايد نقطه جريانات اعتراضي را بشناسيم و ببينيم چطور در انتخابات بروز کرده است، به همين خاطر ما نياز به يک الگوي مطالعاتي خاص ايران داريم. شريعتي افزود؛ جهش وسيع و سريع ارتباطات دموکراتيزاسيون نقش زنان، نقش دين و جوان بودن جامعه تحولاتي را به وجود آورده و به نظر مي رسد سرعت جامعه با ساختارها و نهادها يکي نيست. به گفته شريعتي چون اين حوادث مديريت نشد و با خشونت روبه رو شد به يک جنبش اجتماعي تبديل شد که البته ترجيح مي دهم نامش را يک جنبش وسيع شهروندي بگذارم. فرزند دکتر شريعتي با بيان اينکه ايدئولوژي واحدي حاصل اين جنبش نيست، گفت؛ اين جنبش جنبشي غيرنهادينه است که اعتراضش را به يک شکل واحد يعني به خيابان آمدن نشان مي دهد و يک کنش جمعي معناساز است که با خواست مشارکت بيشتر اجتماعي فعاليت مي کند. شريعتي خاطرنشان کرد؛ طبيعت اين جنبش و اولين ويژگي آن اين است که داراي سه تضاد است؛ يکي تضاد متن جامعه با نظام به آن نحوي که در جامعه تحولاتي رخ داد و نظام مستقر با آن همراهي نکرده است. ديگر تضادهاي درون خود نظام است بر سر اينکه چه کسي بيشتر به اصول پايبند است و موضوع ديگر تضاد در جامعه است که گاه شکل و بوي طبقاتي نيز پيدا مي کند. وي با بيان اين مطلب که جنبش سبز امروز خودش را با کنش جمعي و تضادهايش معرفي مي کند نه با اهدافش اظهار داشت؛ آنچه در آمدن به خيابان ها به عنوان رسانه مي بينيم اين است که جنبش خودش را با اهدافش معرفي نمي کند و چون داراي دغدغه هاي متمرکز و واحدي نيست بسيار ديناميک و پويا بوده و داراي يک مديريت مشخص نيست. اين نداشتن مديريت واحد مي تواند مزيت ها و در عين حال کاستي هايي را به جنبش تحميل کند.استاد علوم اجتماعي دانشگاه تهران در اين باره که چرا از نمادهاي ديني در جنبش سبز استفاده شده گفت؛اولين دليل اين است که زبان ديني، زبان عمومي جامعه است و ديگر آنکه زبان دين زبان مشروع است. اين فعال سياسي تصريح کرد؛ شايد زود باشد از ايدئولوژي در اين جنبش صحبت کنيم. جنبش هم اکنون در مرحله جنيني خودش است و همه گروه ها را نيز در خود جاي داده است. شريعتي با تاکيد بر اينکه جنبش سبز محصول تحول اجتماعي است نه محصول ديني جديد يا اسلام جديد گفت؛ اگر انتخابات هم پيش نمي آمد حتماً به يک مناسبت ديگر اين جنبش بروز مي کرد و اين اجتناب ناپذير بود که جامعه از خلال موضوع انتخابات بتواند خود را بازتعريف کند.وي با تاکيد بر اينکه اين جنبش اجتماعي بايد مديريت شود و هدف داشته باشد، تصريح کرد؛ اين جنبش همان طور که براي جامعه يک ضرورت بوده براي نظام هم يک فرصت است، البته اگر نگويند تهديد، چرا که از خلال آن زنگ خطري به صدا درمي آيد که نظام متوجه شود بايد به نگاهي که از متن جامعه برخاسته توجه کند و متوجه تحولات اجتماعي و چندصدايي جامعه شود. شريعتي در خاتمه گفت؛ ما نبايد به دنبال شبيه سازي با انقلاب يا اصلاحات برويم چراکه اين جنبش حرکتي بي بديل است. جهت مطالعه متن سخنرانی ادامه مطلب را کلیک کنید
|
دارم کم کم به این نتیجه می رسم که آدما یا خرگوشین که تند تند به خواب میرن یا لاک پشتین که تو لاک خودشون فرو میرن.حالا خوبه که خرگوشه لاک لاک پشت رو نداره و لاک پشته پای خرگوشرو.
لاک پشتم لاک پشتای قدیم . همیشه تو مسابقه ها از خرگوشا می بردن .
یا برنده ها کم شدن یا نیاز به برندگی کم شده .شایدم عوامل بیگانه آدرس عوضی میدنو نمیذارن هیچکدومشون به خط پایان برسن.
بهتر نیست اول خط آغازو پیدا کنن؟؟

با شروع و ادامه فصل سرما بیشتر بیماران مراجعه کننده به مطب پرشکان عمومی مبتلا به انواع سرماخوردگی و عفونتهای دستگاه تنفسی می باشند. امسال با شیوع آنفولانزای نوع N1H1 در سراسر دنیا و تبلیغات گسترده دست اندرکاران امور بهداشتی در حوزه جهانی و منطقه ای در باره عوارض این بیماری ، ایران نیز درگیر این موضوع شده و حساسیت های گاهی بیش ازحد تاثیرات نه چندان مطلوبی بر خانواده ها داشته است .
بیشتر از آنکه بیماران و خانواده ها در ارتباط با شیوه های پیشگیری از این بیماری و ضرورتهای مراجعه پزشکی و درمان آن آموزش ببینند ، در مورد عوارض این بیماری و بخصوص مرگ و میر ناشی از آن حساسیت پیدا کرده اند. این انحرافات آموزشی و نتایج نا مطلوب آن دقیقا ناشی از سیاستها و مدیریتهای کلان مملکتی است .در یک نظام کارآمد بهداشتی و درمانی برخورد با اینگونه پدیده ها بر اساس اصول و قواعد خاصی است که نیازمند کارشناسی ، مدیریت صحیح ؛ تجربه و تبادل نظر با سایر منابع بین المللی می باشد.
هنوز بیماران ما نمی دانند که علایم و سیر این نوع از آنفولانزا تفاوت چندانی با سایر آنفولانزاها ندارد.
هنوز نمی دانند که این بیماری خود محدود شونده است و بهترین درمان آن استراحت و مصرف مایعات فراوان است.
هنوز از عوارض آن وحشت داشته و در انتظار مرگ و میر هستند.
اطلاع کافی ندارند که واکسن های موجود در داروخانه های ایران شامل این ویروس نمی باشد.
و اینکه بیشترین عوارض این بیماری شامل افرادی است که بیماری زمینه ای مانند بیماریهای دستگاه تنفسی و یا ضعف سیستم ایمنی دارند .
با گذشت بیش از یک ماه از شیوع انواع آنفولانزا ؛ هماهنگی های لازم برون بخشی میان وزارتخانه های مختلف مانند بهداشت و درمان و آموزش و پرورش ایجاد نشده است .
شاید یکی از نشانه های توسعه یافتگی و نیافتگی را بتوان نحوه برخورد و نتایج حاصل از اعمال مدیریتهای بحران و شبه بحران دانست .

وقتی نیمه شبانه ستاره ای چشمک می زند
وقتی زمین تشنه سیراب شدن است
وقتی آینه ها سکوت را فریاد می زنند
وقتی خواب آلوده تر از من تو هستی
چشمانم ترا جستجو می کنند
می روم تا بیایی
فرامرز
بیا که آمدنت بدرقه رفتن هاست
تو سراسر قصه ای
تو گویای عاطفه ای
تو بار رنج را تو دیدار اشک را تو ذوق یار را
دیوانه وار بر دل کشیده ای
تو از دیار یار آمده ای
از دور دست ها
آنجا که پروانه ها سکوت شب ها را با شب پره ها تجربه می کنند
تو دریایی آسمانی بیکرانی
بیا که آمدنت بدرقه رفتن هاست
فرامرز
:: اپیدمی آنفلوآنزای نوع A در مراكز آموزشی: زنگ تعطیلی مدارس در خفا به صدا در آمده است ::
در یك هفته گذشته غایبان كلاسها تقریبا دو برابر شده است به گفته شاهدان عینی در برخی از مناطق شهر تا 15 نفر از یك كلاس غیبت داشتهاند مسئله مورد بحث این است كه كلاسی با 15 نفر غایب تشكیل میشود عملا تعطیل شده است.
با همه گیر شدن آنفلوآنزای نوع A در ایران كه از حال اپیدمی با شروع فصل سرما و بازگشایی مدارس، به حالت پاندمی در آمد، همه روزه بسیاری از والدین با واژه آنفلوآنزا شب و روز می گذرانند و با ترس از آن كودكان خود را به مدرسه می فرستند، اما با این حال به نظر می رسد، مسئولان نمی خواهند مرهمی كارآمد برای تسكین ترس های آنها معرفی كنند و این والدین هستند كه از رفتن كودكان خود به مدرسه جلوگیری می كنند و چشم به دهان برخی دوختهاند كه به آنها بگوید نگران همكلاسی بیمار كودكانشان نباشند.
:: كلاسهای خالی از دانشآموز و معلمان بلاتكلیف
در یك هفته گذشته غایبان كلاسها تقریبا دو برابر شده است به گفته شاهدان عینی......لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید